۲. لزوم پرهیز از تکبر و نخوت در حوزه ی قدرت سیاسی
یکی از آفات مهلک در باب کشورداری که از دیرباز متفکران، مصلحان و حتی سیاست نامه نویسان نسبت به آثار سوء آن به زمامداران و شهریاران هشدار داده اند تکبر و تبختر است. در گفتمان مربوط به حوزه ی قدرت سیاسی، تکبر می تواند یکی از عوامل مهم در تهدید قدرت سیاسی باشد. تکبر و نخوت باعث می شود صاحب قدرت در مقام حق و درستی و خیرخواهی های دیگران سرتعظیم فرود نیاورد. تسلیم نشدن در برابر کلام حق و صائب باعث استبداد در رای و مآلا اتخاذ تدابیر نسنجیده و پر پیامد می شود. پیامدهایی که نه تنها صاحبان قدرت بلکه آحاد جامعه را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
مهمترین آثار سوء تکبر در حوزه ی قدرت و سیاست عملی را می توان در موارد زیر بیان نمود.
۱- شخص متکبر خود را برتر و کامل تر عاقل تر از دیگران می پندارد. لذا وظیفه ی دیگران می داند که آراء و دیدگاههای خویش را با او وفق دهند نه اینکه خود را نیازمند به رایزنی، مشورت و در نهایت انتخاب رأی اصلح بداند. در نتیجه شخص متکبر، مستبد در رأی و نظر خود خواهد شد و چه بسا تصمیماتی اتخاذ کند که برای حفظ قدرت سیاسی و مصالح عمومی بسیار ناکارآمد و مضر باشد اما او به دلیل همین استبداد در رأی حاضر به تغییر و تجدید نظر در آن نباشد.
۲- افراد متکبر با برخوردهای خودپسندانه و متکبرانه و عدم تمکین در مقابل آراء و دیدگاههای خیرخواهانه دیگران، روز به روز بر دشمنان و مخالفان خود می افزایند و با گذشت زمان، مخالفان و رنج دیدگان از آنان می توانند بصورت قدرتی کارآمد درآیند و جامعه را با بحران مواجه سازند.
۳- تکبر و خودپسندی یکی از رذائل اخلاقی است. انسانهای متواضع، منعطف و خیرخواه به حکم عقل و فطرت و دین چنین صفتی را برنمی تابند، درنتیجه از افراد متکبر در حوزه ی قدرت سیاسی فاصله می گیرند. در چنین شرایطی به جای افراد هوشمند، با تجربه و کاردان، افراد متملق و چاپلوس که فاقد فکر صائب و درایت مطلوب هستند جایگزین انسانهای خیرخواه، شریف و کارآمدی خواهند شد که میدان را برای ورود آنان با دوری خویش فراهم نموده بودند. همچنانکه حضرت علی(علیه السلام )در نامه به مالک اشتر نسبت به خطر اینگونه افراد که به ظاهر مطیع به نظر رسیده اما درواقع تیشه به ریشه قدرت سیاسی می زنند هشدار می دهند. دور شدن افراد صاحب فکر و اندیشه و نزدیک شدن چاپلوسان و تملق گویان یکی از خطرهای مهمی است که در دراز مدت قدرت سیاسی را با مشکلات جدی مواجه می سازد.
از طرف دیگر در متون دینی، تواضع و پرهیز از کبر و نخوت یکی از مکارم مهم اخلاقی شمرده شده است که از جهت سیاسی و اجتماعی نیز راه مهم و مؤثری در نفوذ در خانه ی دل افراد و شهروندان شمرده می شود.
امام باقر(علیه السلام )فرمودند:
«الکبر مطایا النار»(۹) تکبر و خودپسندی از مرکب هایی است که انسان را به دوزخ رهنمون می کند.
از رسول خدا(صلی الله علیه وآله)روایت شده است که:
«اکثر اهل جهنم المتکبرون».(۱۰)
همچنین در کتاب شریف اصول کافی، روایتی از امام صادق(علیه السلام )نقل شده است که بسیار عبرت آموز و اندیشه برانگیز است. وی می گوید:
«سالت اباعبدالله(علیه السلام )عن أدنی الالحاد، فقال: ان الکبر أدناه»(۱۱) حکیم می گوید: از امام صادق (ع)پرسیدم: کمترین درجه ی الحاد کدام است؟ فرمود کمترین درجه ی آن تکبر است! مرحوم مجلسی در کتاب مرآه العقول، ضمن برشمردن انواع تکبر به اسباب و علل آن دینداری می تواند به عنوان وسیله ی تفاخر مورد توجه قرار گیرد. مرحوم مجلسی توجه به مقام بندگی وجود فقری انسان و الگو قرار دادن بزرگان دین و در رأس همه پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)را که در عین داشتن قدرت و ایمان و مقام رسالت، متواضع ترین افراد بودند از راههای مهم خلاص شدن از این آفت نفسانی و شیطانی می داند.(۱۲)
در منابع اصیل دینی یعنی قرآن و سنت در مذمت افراد متکبر و عاقبت سوء آنان آیات و روایات وافری به چشم می خورد. خداوند در قرآن مجید می فرماید:
۱- یَطبَعُ الله عَلی کلِّ قلبِ متکبرٍ جبّار.(۱۳) «خداوند بر دل هر فرد متکبر و جباری زنگار می زند».
۲- سَأصرِفُ عن آیاتی الذین یتکَبّرون.(۱۴) «بزودی آیات خود را از کسانی که تکبر می ورزند برمی گردانم».
۳- أدخلوا ابواب جهنم خالدین فیها فبئسَ مثوی المتکبرین.(۱۵) «داخل درهای جهنم شوید در حالیکه در آنجا جاوید و مخلد خواهید بود. بد جایگاهی است، جایگاه تکبرکنندگان».
تکبر و نخوت از عوامل اصلی عدم گرایش بسیاری از مشرکان و غیر مسلمانان به توحید و رسالت حضرت خاتم(علیه السلام )بوده است.
در مذمت کبر و عواقب شوم آن خصوصاً در سرای دیگر روایات زیادی از طریق عامه و خاصه نقل شده است. حتی گفته شده که متکبران در روز رستاخیز به جهت بی قدر نزد خداوند بصورت مورچه های کوچک محشور خواهند شد بگونه ای که از سوی مردم پایمال خواهند شد.(۱۶) همچنین از رسول خدا روایت شده که خداوند در روز قیامت با سه طائفه و گروه سخن نخواهد گفت. پادشاهان ظالم و متکبران دو گروه از جماعت مذکورند.(۱۷)
امام علی (علیه السلام) در موارد متعددی از گفتار خویش، خطر کبر و نخوت را در حوزه ی قدرت سیاسی متذکر شده اند. امام علی (علیه السلام) می فرماید:
«… و إنّ مِن أسخف حالات الولاه عندَ صالحَ النّاس أن یَظنَّ بهم حُبّ الفَخر، و یوضَعَ اَمرُهُم علی الکبرِ.» (۱۸)
«از سخیف ترین صفات و ویژگیهای والیان در نزد مردم صالح آن است که مردم پندارند که آنان دوستدار فخر و مباهات اند و بنای کار و حکومت خود را بر کبر و غرور می نهند».
امام علی(علیه السلام )در نامه ی یاد شده به مالک اشتر خطر کبر غرور و مفتون شدن به چرب زبانیها و تملق های دیگران در حوزه ی قدرت سیاسی را متذکر شده و به مالک می فرمایند:
«وَایّاکَ وَالإعجابَ بِنَفسِکَ وَالثّقَهَ بِما یُعجِبُکَ مِنها وَحُبَّ الاطرَاءِ فَإنَّ ذَلِکَ مِن أوثَق فُرِصِ الشَّیطان فِی نَفسِه لِیُمحِقَ مایَکونُ مِن احسانِ المُحسِنین». (۱۹)
«ای مالک از خودپسندی و از اعتماد به آنچه موجب عجب و خودپسندی شده و نیز از دلبستگی به ستایش و چرب زبانیهای دیگران پرهیز کن، زیرا یکی از بهترین فرصتهای شیطان است برای تاختن تا کردارهای نیکوی نیکوکاران را نابود سازد».
از لحاظ سیاسی نیز کبر و غرور یکی از عوامل مهم استبداد و خودکامگی و قلع و قمع دیدگاه ها و نظرات مختلف است و به تعبیر ابن خلدون که بحث مبسوطی در چگونگی زوال دولتها و حکومتها دارد یکی از عوامل فروپاشی قدرت سیاسی و تغییر و تحول در مدنهای بشری محسوب می شود.(۲۰)
پی نوشت ها :
۱. سوره ی حجرات، آیه ی ۱۱.
۲. صحیح بخاری، کتاب الحدود، ج۴، ص۱۷۲.
۳. ابن بابویه، ثواب الاعمال وعقاب الاعمال، باب«عقاب من تتبع عثره المؤمن»، ص۵۴۸.
۴. ابن بابویه، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، باب «عقاب من تتبع عثره المؤمن»، ص۵۴۸.
۵. همان منبع، ۵۶۲.
۶. ثواب الاعمال وعقاب الاعمال، باب عقاب الذین یریدون ان تشیع الفاحشه، ص۵۶۱.
۷. همان منبع.
۸. کلینی، اصول کافی، منبع پیشین، ج۳، ص۲۴۸.
۹. ابن بابویه، ثواب الاعمال وعقاب الاعمال، ص۵۰۰.
۱۰. همان، ص۵۰۲.
۱۱. اصول کافی، ج۳، ص۴۲۲.
۱۲. مولی محمدباقر، مجلسی، مرآت العقول، ج۲، ص۲۹۶.
۱۳. سوره مؤمنون، آیه ی ۳۴.
۱۴. اعراف، آیه ی ۱۴۶.
۱۵. سوره ی زمر، آیه ی ۷۲.
۱۶. مسنداحمدبن حنبل، ج۲، ص۱۷۹، کافی ج۲، ص۳۱۱وبحارالانوار، ج۷۳، ص۲۱۹.
۱۷. کلینی، اصول کافی، ج۲، ص۳۱۱، ح۱۴.
۱۸. نهج البلاغه، خطبه ی ۲۰۷، ص۲۲۴، منبع پیشین.
۱۹. نهج البلاغه، ترجمه عبدالمحمد آیتی، جلددوم، ص۳۳۵.
۲۰. عبدالرحمن بن خلدون، مقدمه ی ابن خلدون (کتاب العبر…) ترجمه محمد پروین گنابادی، تهران، انتشارات علمی وفرهنگی، ۱۳۶۶، جلداول، ص۳۲۴-۳۲۰.
منبع: احمدی طباطبایی، محمدرضا؛ (۱۳۸۷) اخلاق و سیاست: رویکردی اسلامی و تطبیقی، تهران: دانشگاه امام صادق، چاپ دوم
ما را در سایت تعریف اخلاق اجتماعی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 132